Thursday, December 31, 2009

گم شده ام

چرا گم شده ام درمیان جاده زندگیم که توسالهاست از آن گذشته ای؟

خاطره ها

عاشقش میشی، باهاش لحظه ها رو سپری میکنی، خاطره ها رو میسازی، ولی دیر یا زود ازش جدا میشی اما روحتون با هم میمونه تا کمی زجر بکشی. شاید ارزش لحظه های باهم بودنتون رو ندونستین ، یا شاید هم زمین و زمون نمیخوان که با هم بمونین، یا شاید هم بعضی وقتها باید فقط عاشق باشی بدون رسیدن به معشوقت ،باید هزاران بار بمیری و زنده شی
تا فقط درخاطراتت اونو داشته باشی .....

Thursday, December 24, 2009

بخند ، بخند......

وقتی که عاشقی و عشقت رو از دست میدی، نمیتونی از احساساتت فرار کنی ........در بندی، آنقدرکه برای وجودت به وجود اومحتاجی، مثل یه پرنده بی پرو بال، برای پرواز در گذران زندگی به بالهای وجود او .... نمیتونی زندگی کنی، داد بکشی و اشک بریزی ............. اون وقته که یاد میگیری با خنده هات بدون اشک گریه کنی

Sunday, December 13, 2009

وقتی كه عاشق میشی

وقتی كه عاشق میشی ولی به عشقت نمیرسی مثل یه زخمی میمونه كه توی بدنت ایجاد شده وباید منتظر بمونی كه تاخودش خوب شه. شایدم مثل اون زخمهاست كه روی بدن آدم ایجاد میشه، بعضی وقتها باهاش ور میری، زخم رو میکنی، دوباره خون میاریش وانقدرباهاش بازی میکنی تا اینکه از درد بازی رو کنار میزاری........
وقتی كه عاشق میشی، فکر و روحت زخمی میشن و اون وقته كه تیکه تیکه اونا رو میکنی و با احساست بازی میکنی كه دیگه جسمی هم برات باقی نمیذاره ........

Thursday, December 10, 2009

آشنا

فقط به اندازه یک عشق با هم آشنا شدیم

Wednesday, December 9, 2009

از من نگیر

چشمهایم را خواهم بست و زندگی را در میان تاریکی تنهائیم ادامه خواهم داد، ولی با یاد تو...........
پس، خاطرات روزهای روشن با تو بودن را از من نگیر......

Tuesday, December 8, 2009

زندگی بی تو

تو را میخواهم بیا......
بی توتوان ورود به کوچه عشق نیست....... بی توکوچه عشق معنای زندگی نمیدهد و مهتابی نخواهد داشت...... و چه تاریک است بودن من بدون تو

دوستت دارم بیا

تو را دوست دارم، تو را میخواهم بیا، تا معنی عشق را با هم ترسیم کنیم،
با آغاز زندگی...

Wednesday, December 2, 2009